الا بذکر الله تطمئن القلوب

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 12:18  توسط شیدا(عاشق) | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 23:12  توسط شیدا(عاشق) | 
شهادت رکن رکین  دین مبین اسلام ،وصی بلافصل رسول خدا،امیرمومنان ،پدر یتیمان ،اسوه ی عدالت حضرت علی بن ابیطالب (ع)بر شیعیان حضرتش وتمامی آزادگان جهان تسلیت باد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 11:20  توسط شیدا(عاشق) | 

شب قدر، سرنوشت یکسال ما تعیین می‌شود. این شب‌ها را از دست ندهیم. برای تعجیل در فرج مولایمان دعا کنیم.

 شب‌های قدر فرصتی است برای بازگشتن به ‌سوی حضرت حق و توبه کردن از گناهان و پیمودن راه درست. شب قدر، فرصتی برای پاک کردن ظاهر و باطن از هر آلودگی، شب‌زنده‌داری و سبک شدن روح از بار گناهان و رهایی از دوزخ است. فرصتی دوباره برای اظهار شرمساری و پشیمانی از گذشته‌ها است.

مبادا این فرصت را از دست دهیم و در این شب روحانی، از امور معنوی غافل شویم. مبادا شب قدر بگذرد و ما هم‌چنان غرق در ناپاکی‌ها باقی بمانیم و خود را از عمق منجلاب به معراج پاکی و وارستگی نرسانیم. مبادا شبِ نماز و تلاوت بگذرد و ما از برکات این لحظه‌های شکوهمند و شیرین بی‌بهره بمانیم مبادا بگذرد و بگذریم...

شب قدر، شبی است که اگر کسی آن را پاس بدارد و شب زنده‌داری کند، صاحب قدر و منزلت می‌گردد و شاید این هم وجه تسمیه دیگری برای شب قدر باشد.

به جرأت می‌توان گفت، برجسته‌ترین آیات قرآن در خصوص شب قدر و فضیلت آن است که خداوند متعال می‌فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری که مقرر شده است فرود می‌آیند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است».

کسب معرفت، بهترین عمل در شب قدر

التماس دعا


برچسب‌ها: شب قدر, توبه, قرآن, فرشتگان, آمرزش
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 11:20  توسط شیدا(عاشق) | 

استغفار، یکی از دو امان خداوند در زمین

در نهج البلاغه وارد است که «در زمین دو امان از عذاب خدای وجود دارد؛ یکی از امان‌ها از بین رفته‌و دیگری باقی است. امان اولی وجود پیغمبر صلی الله علیه و آله است و دومی استغفار. قال الله عزوجل: و ما کان الله لیُعَذبَهم و أنتَ فیهم و ما کان الله مُعَذِبهُم و هم یَستَغفِرُون.(1) «اى پیغمبر! تا هنگامی که تو در میان این مردم هستى خداوند آنها را البته دستخوش عذاب نمى ‏کند و همچنین تا وقتی که آنان استغفار را شعار خود قرار دهند، خداوند عذاب کننده آنها نخواهد بود.» (2)

حقیقت توبه

حقیقت توبه همان ندامت بر معصیت گذشته، و رجوع از آن، و تصمیم و عزم بر ترک آن در آینده است. خداوند علی أعلی از مادر مهربان‌تر است، و جهنم را برای سوزاندن مردم از روی غضب ایجاد نکرده ـ بلکه ما جهنم را با اعمال زشت خود آفریده‌ایم ـ و توبۀ توبه کننده را دوست دارد. [قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم]: «التائِبُ حَبیبُ الله؛ شخص توبه کننده حبیب خداست.» (3) عَن الباقر علیه السلام: «إن اللهَ تَعالَی أشَد فَرَحًا بِتَوبَةِ عَبدِهِ مِن رَجُلٍ أضَل راحِلَتَهُ و زادَهُ فِی لَیلَةٍ ظَلماءَ فَوَجَدَها؛ از حضرت امام باقر علیه السلام است که فرمود: همانا خداى تعالى به توبه و بازگشت بنده خود فرحناک‏تر است از مردى که در شب تارى شتر و توشه خود را گم کرده و سپس آنها را بیابد.»

حکایت توبه نصوح یک جوان

«یک‌ روز مَعاذِ بن جبل در مسجد خدمت رسول اکرم آمد؛ عرض کرد: یا رسول الله! یک جوانى دم در است، مانند ابر بهار گریه مى ‏کند و می ‏خواهد خدمت شما مشرف شود؛ اجازه مى ‏دهید که من بیاورمش خدمت شما؟ حضرت فرمودند: بیاورش! معاذ رفت آن جوان را آورد. حضرت دیدند حالش خیلى‌خیلى متغیر است و همین‌ طور گریه مى‌کند و با خود زمزمه و مناجات مى‌کند. حضرت فرمودند: وَیحَک! چرا حالت این‌طور است؟ چرا این‌قدر مضطرب هستى؟! عرض کرد: یا رسول الله، گناهان خیلى‌خیلى مهمى انجام دادم و مى‏ دانم که خداى على أعلى مرا نمى‏ آمرزد. و اگر به بعضى از آن گناهان بخواهد مرا بگیرد کافى است که مرا در جهنم بیندازد و مثل اینکه مى‏ بینم به زودى مرا خواهد گرفت.

حضرت فرمودند: گناه تو بزرگ‌تر است یا کوه‌ها؟ عرض کرد: گناه من! حضرت فرمودند: گناه تو بزرگ‌تر است یا این زمین و بیابان‌ها و درخت‌ها و دریاها؟ عرض کرد: گناه من! حضرت فرمودند: گناه تو بزرگ‌تر است یا خورشید، ماه، ستارگان، کرسى، عرش پروردگار؟ گفت: یا رسول الله، گناه من! معاذ مى ‏گوید: حضرت حالشان تغییر کرد به شِبه حال غضب؛ به او گفتند: وَیحَک! گناه تو بزرگ‌تر است یا خداى تو؟! افتاد به سجده گفت: سُبحان رَبى! سُبحانَ رَبى! خداى من بزرگ‌تر است، چیزى از خداى من بزرگ‌تر نیست. حضرت فرمودند: گناه بزرگ را مگر مى ‏تواند کسى ببخشد جز خداى بزرگ؟! عرض کرد: نه! بعد مدتى همین‌طور به حال سکوت گذشت؛ حضرت فرمودند: خوب اى جوان! ما را خبر مى‏ دهى به بعضى از گناهانت؟

عرض کرد: بله یا رسول الله! من هفت سال شُغلم کفن دزدى بود. شب مى‌‏آمدم در میان قبرستان قبر را مى ‏شکافتم مرده ‏هایى را که تازه دفن کرده بودند کفن آنها را مى‏ دزدیدم. بعد از هفت سال روزى دخترى از انصار فوت کرد، او را دفن کردند. من شب آمدم در میان قبرستان براى دزدیدن کفن او، قبر او را شکافتم، بدن او را بیرون آوردم، کفن او را برداشتم، بدن دختر عریان ماند. کفن را که مى ‏بردم شیطان با من وسوسه کرد، گفت: نمى ‏بینى چه هیکلى دارد! چقدر این دختر زیباست! آمدم با او عمل زشت انجام دادم. حضرت فرمودند: برو بیرون اى فاسد! برو! برو! نَعُوذُ باللَه! نَعُوذُ باللَه! الآن آتش تو مرا مى ‏گیرد! برو بیرون! برو بیرون! با دست اشاره کردند؛ این جوان از در مسجد خارج شد.

حالا پیغمبر رحمت است! خودش مى ‏گوید: خداوند گناه را مى‏ آمرزد ولو به اندازه عرشِ خدا باشد، ولیکن جوان را بیرون مى ‏کند؛ یعنى چه؟ یعنى این گناه گناهى نیست که بیایى اینجا بگویى: أستَغفِرُ الله. تمام آثار سوءِ این گناه باید از کینونتِ وجودت خارج شود تا پاک شوى و گناهت آمرزیده شود. برو بیرون! برو بیرون! اشاره کردند، جوان از در مسجد بیرون رفت. گفت: خدایا آمدیم پیش پیغمبر رحمتت آن‌ هم که ما را بیرون کرد؛ کجا برویم؟! یک‏ مقدارى آذوقه مختصر تهیه کرد و رفت بیرون مدینه در بالاى یکى از کوه‌ها؛ آنجا یک محلى براى خودش معین کرد و چهل شبانه‌روز مشغول عبادت و گریه و زارى [شد]!

در روایت داریم که بدنش شد مثل یک استخوان، چشم‌ها ورم و آماس کرده بود، آفتاب بدنش را سیاه کرده بود، آن‌قدر گریه مى ‏کرد که وحوش بیابان اطرافش جمع مى ‏شدند و مرغها بر او رقت مى‏ کردند. دست‌هایش را هم با غُل به گردن مى‏ بست و خود را روى خاک مى‏ مالید: خدایا گناه کردم از روى جهالت بوده، کارِ زشت بوده، حالا پشیمانم آمدم. آمدم سراغ پیغمبرت، پیغمبر رحمتت هم من را مأیوس کرد، کجا بروم؟ آمدم سراغ تو اى پروردگار! گناه مرا مى‏ آمرزى، نمى‏ آمرزى؟ بعد از چهل شبانه‌روز که دعا مى‏ کرد، این دعا را کرد که: پروردگارا! اگر گناه من آمرزیده شده، به پیغمبرت خبر بده که به من اطلاع بدهد و اگر آمرزیده نشده بدان که من طاقت عذاب قیامت را ندارم؛ یک آتشى بفرست همین الآن مرا محترق کند و از بین ببرد!

بعد از چهل روز جبرائیل بر پیغمبر نازل شد: «و الذین إذا فَعلوا فاحِشةً أو ظَلموا أنفُسَهم ذَکروا الله فأستَغفروا لِذنوبِهم و مَن یَغفرُ الذنوبَ الا الله و لم یَصروا عَلی ما فعَلوا و هم یعلمون* اولئک جزاؤهم مَغفرةٌ مِن رَبهم و جَناتٌ تجری مِن تَحتها الأنهارُ خالدینَ فیها و نِعمَ أجرُ العاملینَ.»(4)

«آن کسانى که کار فاحشه ‏اى انجام دادند (کار بسیار زشت) یا بر نفس‌هاى خود ستم کردند، حالا یاد خدا مى ‏کنند و بر گناهشان مى ‏گریند و استغفار مى ‏کنند ـ و کیست غیر از خدا که گناهان را بیامرزد؟! ـ و آنها دست از آن اعمال زشتشان برداشته ‏اند و توبه کرده‏ اند، و اصرار بر عمل ندارند و فهمیده ‏اند که خطا کرده ‏اند، خدا گناه آنها را آمرزید و وعده بهشت داد؛ بهشت‌هایى که در زیر آن نهرهایى روان است و به ‏به از این عمل کنندگان که پاى راستین در مقام عمل و توبه قرار مى‏ دهند و دست برنمى ‏دارند تا اینکه زنجیر رحمت پروردگار به حرکت بیفتد.» پیغمبر اصحاب را خواستند و گفتند: از آن جوان که خبر دارد؟ معاذ بن جبل آمد خدمت حضرت و گفت: یا رسول الله(ص) مى ‏گویند: در فلان کوه بین دو سنگ مشغول عبادت است؛ از آن روز رفته تا به حال!

حضرت گفتند: برویم به سراغ او. حضرت حرکت کردند؛ معاذ بن جبل آمد و جماعتى از اصحاب. همین‌ طور پیاده آمدند تا بیرون مدینه و آن کوهى که معاذ نشان داد؛ حضرت با همه اصحاب بالا رفتند، جوان را دیدند، اما چه جوانى! اصلاً مشابهت با آن جوان سابق ندارد. آفتاب صورتش را سیاه کرده، چشم‌هایش از شدت گریه ورم و آماس کرده، پوست بدنش تغییر کرده، لاغر شده، دست‌هاى خود را به گردن بسته و مى ‏گوید: إلهى هذا بهلُول و بَینَ یَدَیکَ مَغلُولٌ؛ خدایا! این بهلول یک آدم دیوانه و نفهم است و خود را زنجیر کرده در بین دست قدرت تو، هر کارى مى ‏خواهى با او بکن!

دیدند که وحوش اطرافش جمع شده ‏اند به حال او رقت مى ‏کنند، مرغان مى ‏آیند و به حال او رقت مى‏ کنند. حضرت خودشان آمدند گفتند: «بَخ بَخ لَکَ یا بُهلُول! اى بهلول، آفرین بر تو! آفرین بر تو! خوب عملى کردى! خوب تدارک کردى! و آن ریشه گناه را از قلبت پاک کردى!» خودشان رفتند با دست شریف خود غُل را از گردنش باز کردند، دستور دادند اصحاب آب آوردند صورتش را شستند و حضرت به او محبت کردند و مهربانى کردند و فرمودند: «لمثل هذا فلیعمل العاملون»(5) توبه کنندگان باید این‌طور توبه کنند و این‌طور عمل کنند و این جوانى بود که آن روز پیش من آمد سراپاى او آتش بود و این‌طور تدارک کرد؛ با این گریه ‏ها، با این مناجات‌ها، با این توبه تمام آتش خود را از بین برد و تبدیل به رحمت کرد. آیه نازل شد: «اولئک جزاؤهم مغفرة من ربهم» براى او مغفرت خداست و بهشت‏هایى که براى اوست و خداى على أعلى مُعد و مهیا فرموده و نهرهایى در زیر آن بهشت‏ها جاری است و «نعم أجر العاملین.»(6)

منابع ومأخذ:

1. سوره انفال آیه 33.
2. نهج البلاغة (با شرح محمد عبده) ج 4، ص 155
3.جامع السعادات، ج 3، ص 65.
4. سوره آل عمران، آیات 135 و 136.
5. سوره صافات، آیه 61.
6. بحار الأنوار، ج 6، ص 23 به نقل از أمالی صدوق.


برچسب‌ها: توبه, نصوح, پیامبر اسلام, خدای مهربان, جوان
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 12:15  توسط شیدا(عاشق) | 

عاجزانه التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 0:46  توسط شیدا(عاشق) | 

چه می شد ؟ چه می شد که پروانه ی نارس وجود  م را یک شب ،فقط یک شب در آغوش پیله مانندت نگهداری وتا پروانه ای کامل شوم ، پرواز را بیاموزم، به هرجا سرزنم اما فقط از شهد یک گل در گلستان کام خود شیرین نمایم

چه می شد ای خدا ی من ! شبی در خلوت  میخانه ات سبویی مملو از باده ی نابت بکام من فروریزی وچنان سرمست از عشقت کنی تا غیر تو کس را نبینم ونشناسم

چه می شد قاضی الحاجات!؟ در این شبهای نورانی کمی از نور خود را بردل ظلمانی ام بتابانی، وزین ظلمتکده نفسم رها سازی

چه میشد؟ تا ابد درب جهنم بسته می بودی!تو خود گفتی که ادعونی ..... شب از نیمه گذشته و دستان نیازم به سوی بی نیازت    

خداوندا !تو خود گفتی : (وامالسائل فلا تنهر) منم سائل به درگاهت کریما ،!!!دست خالی نیامده ام با هزاران گناه وامید بفضل وکرم تو سربرآستانت می سایم  یارب یارب یارب ..................  العفو العفو العفو............

مناجات خود باخدای خود


برچسب‌ها: سبو, عشق, شب, خلوت, پروانه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 0:0  توسط شیدا(عاشق) | 

من یالواریرام ،سن منه هی ناز ائلیورسن

نازایله گولیم، نازیوی چوخ آز ائلیورسن

نازایله منه، نازیله عمریم باشا چاتسین

نازیله سولان گولشنیمی یاز ائلیورسن

رباعی از خودم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 12:0  توسط شیدا(عاشق) | 

  

سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏ السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.




برچسب‌ها: سلام, لبخند, محمد, کوثر, علی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 0:3  توسط شیدا(عاشق) | 

((مريض))

 

كـؤنليــم گئنه اي سئوگلي جانان سني ايستر

سولــــموش چمنيم سرو خرامان سني ايستر

 

 

بسترده دوشيب يــوخدي پرستاري مريضون

دنيــاده فقــط درديــنـه درمـــان سني ايستر

بير كـــؤرپه اوشاق تك اؤزيني تپراقا سورتير

دائيــــم ائليـــور نـالـه وافغــــان سني ايستر

گل بير گؤزائوينده، اؤتـوراق يـوز يـوزه باهم

ظلمت گئجه تك،زلفي پـــريشان، سني ايستر

گلشنـده صفا قالمـادي ، گُـل گِيـتدي خــزانه

سينم آليشير،گـــوزلــريم آلقان  سني ايستر

بيرلحظه قوياق يوزيوزه غم جامي بوشالسين

ائللــردي گوزيم يولدادي گريان سني ايستر

بـــيركيمسه يوخيمدور ائلييم درديمي  اظهار

چـوخداندي قاليب سينه ده پنهان سني ايستر

 

 

اي (ناقيليني) دردي سالان دشت وفــلاتـــــه

يـــزدانيدن ،اي  حجت يـــــزدان سني ايستر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 15:27  توسط شیدا(عاشق) | 

((محکمه ی عشق))

آخیر منی مین درده دچار ایلدون ای گل

عاشقلر ایچینده نییه خوار ایلدون ای گل

صید ایلمگه کوه وبیاندا گزیردیم 

احسن سنه،صیادی شکار ایلدون ای گل

قالموشدی جمالون گوزلیم پرده دالیندا

یئخدون ائویمی زلفی کنار ایلدون ای گل

سندن صورا خوش گون منیله دشمن اولیبدی

جرمیم نه ائدی عمریمی زار ایلدون ای گل

محکوم ایلدون محکمه ی عشقیده عقلی

زلفون دولیوب بوینینا دار ایلدون ای گل

ظلمت نئجه گلدوگجه گیرر پرده یه گوندوز!

من گلدوگیجه سنده فرار ایلدون ای گل

هی کوی محبتده دایاندیم سنه خاطر

سرعتله کئچیب گرد وغبار ایلدون ای گل

اولّده بیر آز غمزه وناز ایلدون امّا

بیلدون کی الیم بوشدی نه وار ایلدون ای گل

ای (ناقلی) غم چکمه پریوشلره خاطر

شعرونله یانان قلبی بهار ایلدون ای گل

عزل از: خودم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 15:44  توسط شیدا(عاشق) | 

اللهم عجل لولیک الفرج.آمین

+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 0:22  توسط شیدا(عاشق) | 
Fun & Info @ Keralites.net

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 15:9  توسط شیدا(عاشق) | 
ولادت سبط اکبر پیامبر رحمت ،علی حیدر وزهرای اطهر(علیم السلام)غریب وطن امام حسن مجتبی (ع) مبارکباد.

حسن جان ؛اگرچه کوردلان وجاهلان ،در مدینه برای تو حرم خاکی نگذاشتند بماند!مولاجان ،حرم تو دلهای شیعیان جهان در اقصی نقاط جهان است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 11:19  توسط شیدا(عاشق) | 
وفات جانسوز بزرگ بانوی اسلام ،یاور رسول الله،ام الزهرا حضرت خدیجه کبری تسلیت باد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 15:18  توسط شیدا(عاشق) | 
Fun & Info @ Keralites.net

Fun & Info @ Keralites.net

Fun & Info @ Keralites.net

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت 11:28  توسط شیدا(عاشق) | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 23:38  توسط شیدا(عاشق) | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 0:55  توسط شیدا(عاشق) | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 5:19  توسط شیدا(عاشق) | 
الهی !

چه زیباست ایام دوستان  باتو!

چه نیکوست معاملتِ ایشان در آرزوی دیدار تو!

چه خوش است گفت وگوی ایشان در راه جست وجوی تو!

چه بزرگوار است روزگار ایشان درسرِ کارِ تو!

مَلِکا!

یادِتو دل را زنده کرد وتخمِ مهر افکند،

درخت شادی رویانید ومیوه ی آزادی داد.

چون زمین نرم باشد وتربت خوش وطینت قابل،

تخم،جزشجره ی طیّبه از آن نروید، وجر عبهَر عهد بیرون ندهد.

 

از:مناجاتنامه خواجه عبداله انصاری علیه الرحمه

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 4:57  توسط شیدا(عاشق) | 

الهی قلبی محجوب ونفسی معیوب وعقلی مغلوب وهوایی غالب وطاعتی قلیل ومعصیتی کثیر ولسانی مّقر بالذنوب فکیف حیلتی یاستار العیوب ویا علاّم الغیوب ویا کاشف الکروب اغفر ذنوبی کلّها بحرمت محمدا وآل محمد یاغفار یاغفار یاغفار برحمتک یا الرحم الراحمین

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 19:29  توسط شیدا(عاشق) | 
 

 
گفتم خدایا سوالی دارم
چرا هر موقع من شادم همه با من می خندند، ولی وقتی غمگینم کسی با من نمیگرید؟
گفت: خنده را برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم . . .
* * * * * * *
زندگى همیشه فرصت دومى میدهد بنام
فردا
* * * * * * *
نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد، که چشمهایتان ندیده
نگذارید زبانتان چیزی را بگوید ، که قلبتان باور نکرده
صادقانه زندگی کنید

برچسب‌ها: گوش وچشم, فرصت, خدا, دوست, زندگی
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 14:55  توسط شیدا(عاشق) | 

شکوفا گشتن غنچه ی بوستان ولایت وامامت،نشستن گل خنده بر گلبرگهای باغ معرفت ورسالت،ولادت  یادگار سرورجوانان اهل بهشت حضرت قاسم بن الحسن (ع) برشما مبارک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 11:17  توسط شیدا(عاشق) | 

((بیرگوزلین عشقینه))

دلبرا حوسن روخون عالمی بتخانه ائدیب

درد عشقون داغیدیب ائولری ویرانه ائدیب

باخورام هر طرفه حوسن کمالون گورورم

بونه عالمدی کی عاقل لری دیوانه ائدیب؟

اوخومار گوزلریوی سوزدیریب آز ناز ایله

منی چوخدان باخئشون راهی میخانه ائدیب

دوشموشم چوللره بیر نازلی نگار عشقینده

سّرعشقون منی مجنونیله همخانه ائدیب

هرکیمه گول یاناقوندان ئوپوش احسان ایلدون

عشقیوین لذتی اوز حالینه بیگانه ائدیب

اگر عاشق دگولم ،عشقیویلن سرگرمم!

عشقوین شعله سی ای گول منی پروانه ائدیب

داخی هئجران اودینا ناقلیده یوخدی دوزوم

مرغ دل زولفون آراسین اودی کاشانه ائدیب

غزل از : خودم


برچسب‌ها: نگار, دلبرا, میخانه, مرغ دل, پروانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 11:57  توسط شیدا(عاشق) | 
"مگسی را کشتم!
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می‌چرخید به خیالش قندم
یا که چون اغذیه‌ی مشهورش، تا به آن حد گَندَم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم!"

شادروان حسین پناهی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 15:12  توسط شیدا(عاشق) | 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 11:2  توسط شیدا(عاشق) | 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 20:54  توسط شیدا(عاشق) | 
 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 18:7  توسط شیدا(عاشق) | 

(رمضان آمد)

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا

مستعد سفـــر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسیـمی بوزید

كه سراپای پر از عطر و صفا كرد مرا

نازم آن دوست كه با لطف سلیمانی خویش

پــــله از سلسـله دیـــو دعــا كـــــرد مـــرا

فیض روح القدسم كرد رها از ظلمات

همرهـی تا به لـب آب بقـا كرد مـرا

من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهی

لایـــق مكتب فخــر النجبا كـــرد مـــرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشی او

من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن این پیك مبـارك نكشم

كه به مهمانی آن دوست ندا كرد مرا

زین دعاهاست كه با این همه بیبرگی و ضعف

در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا كــــرد مـــرا

هر سر مویــم اگـر شـكر كند تـا به ابــد

كم بود زین همه فیضی كه عطا كرد مرا

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه ششم تیر 1393ساعت 16:50  توسط شیدا(عاشق) | 
 یک ویک

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم تیر 1393ساعت 16:33  توسط شیدا(عاشق) | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رواق منظر چشم من آشیانه توست*کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

پیوندهای روزانه
پرسمان احکام
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
بهمن 1390
دی 1390
آرشیو موضوعی
مداحی
غزل
احادیث
تصاویر
شعر نو
موبایل
تصاویر متحرک جالب جالب
ادعیه
نثر
دلنوشته
نکت
مناجات با...
طنز
سخنرانی
حکایت
روایات
برچسب‌ها
عشق (60)
دل (40)
گل (21)
خدا (16)
تصویر متحرک (11)
بلبل (11)
شهادت (10)
دوست (10)
زندگی (9)
شمع (9)
یار (9)
نگار (9)
خیال (8)
تصویر (8)
ساقی (8)
ولادت (7)
نماز (7)
کربلا (7)
علی (7)
مست (7)
پیوندها
وبلاگ تخصصی موبایل
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
پرستار عاشق
شیعه افکت (خدمتگزار کمنام )
افسونگر
وبلاگ کامل شاعران
عصر ظهور
مبشرات ظهور امام مهدی
بهترین ها برای بهترین ها
نجوای قلم
تنها وغریب
مهرهشتمی
یا ستارالعیوب
زیر سایه سرو
حجاب
منتظر جعلی
عرفانی
گل نرگس
یاعباس جان(سید)
پدیده های کشاورزی(جدول بیماریها)
دیوونه حسین (ع)
نماز اول وقت
مبارزه باشیطان -ضد شیطان پرستی
تنهایی
محفل ام المومنین حضرت خدیجه (س)
من خودم هستم وبس
هرچی دلت بخواد
دروصف انتظار
قلک
حرفهایی برای گفتن
او می آید
شعر های ناب (خوبه)
آفتاب مهربانی
منتظران ظهور
باغبانی
باران
مشاور دارویی
قناری خاموش
ناب ترین اشعار
نون والقلم
باغبانی وکشا.رزی مهندس اکبرزداه
به نام خدا به یاد خدا برای خدا
منتظر
جدیدترین مدلهای لباس زنانه ومردانه
وبلاگ حضرت مهدی (عج)
طبیب دلها
فدائی رهبر
آخر الزمان
حجت ثامن
جرقه ای ازعشق
کشکول راز
روزنه امید
عاشقترین معشوق
مهدی(عج) قلب تپنده شیعه
لعنت برآنکه پایه گذار سقیفه شد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کد آمارگیر


محفل ام المومنین حضرت خدیجه